برچسب گذاری توسط: مصطفی_مستور

کتاب دویدن در میدان تاریک مین 0

کتاب دویدن در میدان تاریک مین – مصطفی مستور

۳+ کتاب دویدن در میدان تاریک مین ؛ غروب بود، من زل زده بودم به پشت دست‌هایش،هر دو وحشت کرده بودیم، بس که نزدیک شده بودیم به هم.بس که معصومیت ریخته بود آنجا، پشت...

کتاب استخوان خوک و دست‌های جذامی 0

کتاب استخوان خوک و دست‌های جذامی | مصطفی مستور

۰ کتاب استخوان خوک و دست‌های جذامی با شما هستم! با شما عوضی‌ها که عینهو کرم دارید توهم می‌لولید. چی خیال کردید؟ همه تون، از وزیر و وکیل گرفته تا سپور و آشپز و...

کتاب روی ماه خداوند را ببوس 0

کتاب روی ماه خداوند را ببوس – مصطفی مستور

۵+ کتاب روی ماه خداوند را ببوس در کتاب روی ماه خداوند را ببوس می خوانیم: چه با شتاب آمدی ! گفتم برو ! اما نرفتی و باز هم کوبه در رو کوبیدی. گفتم:...