کتاب خاطره ی دلبرکان غمگین من – گابریل گارسیا مارکز

کتاب خاطره ی دلبرکان غمگین من
کتاب خاطره ی دلبرکان غمگین من
کتاب خاطره ی دلبرکان غمگین من - گابریل گارسیا مارکزReviewed by مهدی on Sep 29Rating: 3.0کتاب خاطره ی دلبرکان غمگین من - گابریل گارسیا مارکز - یک پاراگراف | کتابکتاب خاطره ی دلبرکان غمگین من ؛ از ماه‌ها قبل تصمیمم این بود که یادداشت سالروز تولدم فقط گلایه از گذر ایام نباشد، بلکه درست برعکس؛ خیال داشتم در تمجید سالخو
9+

کتاب خاطره ی دلبرکان غمگین من ؛

از ماه‌ها قبل تصمیمم این بود که یادداشت سالروز تولدم فقط گلایه از گذر ایام نباشد، بلکه درست برعکس؛ خیال داشتم در تمجید سالخوردگی قلم‌فرسایی کنم. برای شروع، از خودم پرسیدم اولین‌بار کی متوجه شدم عمری از من گذشته اسا و گمان بردم کمی پیش از آن روز بود. در چهل و دو سالگی به علت درد پشت که مانع تنفسم می‌شد به پزشک مراجعه کردم. به نظرش چیز مهمی نیامد: بهم گفت در سن شما این‌جور دردها عادی است.

به‌اش گفتم – در این صورت، چیزی که عادی نیست سن من است.

دکتر لبخند تاسفباری نثارم کرد. به‌ام گفت، می‌بینم یک پا فیلسوف هستید.

اولین تغییرها به قدری آهسته رخ می‌دهند که تقریبا به چشم نمی‌آیند، و آدم کماکان خودش را از درون همان‌طور که همیشه بوده می‌بیند، ولی سایرین از بیرون متوجه دگرگونی‌ها می‌شوند.

هرگز سن را مانند آبگیر شیروانی مجسم نکرده‌بودم، که به آدم نشان می‌دهد چقدر از عمرش باقی مانده‌است.

برگرفته از کتاب”خاطره ی دلبرکان غمگین من” | گابریل گارسیا مارکز | مترجم: کاوه میرعباسی

9+

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *